تنهایی
پیش از تو مرده ام
در روزگاری دور
در روزهای فراموشی
کنار حادثه ای ناگاه و ناهنگام
بی آنکه بخواهم
یا به پیشوازش رفته باشم
تنهایی عریان است
همچون تنی در انتظار غسالان
یا پیکری خوابیده در گور
چندان عمیق و ساکت
که گوشهایت به نشنیدن نامت خو گیرند
و باور کنی
مرگ از راه رسیده است
پیش از آنکه در گور فرو خفتی
مرگ تنهایی است
و تنهایی مرگ است
باور کن
پیش از تو مرده ام
آن دم که نامم را دیگر از تو و هیچکس نشنیدم
آنان که آشنا می پنداشتمشان
و تنهایی را حقیقتی یافتم
همزاد رنج های خویش
بی آنکه کسی سوگوار من باشد
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و یکم آذر ۱۳۹۸ ساعت 12:2
توسط محسن میم
|