تازیانه تلخی است زندگی  !

بر گرده مجروح غفلت ها

بر زخم شریرانه ایام

و نگاهی است پر نخوت

بر ماندگان خواب آلود

دستی است بر گلوی شادی ها 

که زمان فشرده اش می کند

چندان که عصاره شادی را می گیرد

و اندوهی عمیق از حسرت !

در قلب آدمی می کارد