کاش زمان رودی داشت

رودی که مرا

               به سمت خاطره ها می برد

و من میان روزها سفر می کردم

کاش زمان رودی داشت

رودی که همچو رگهایم

هر روز از مسیر قلبم می گذشت

 و دشت بایر روحم را 

آبیاری می کرد

کاش زمان رودی داشت

 تا من میان فاصله ها غوطه می خوردم

 و دست دیروز را در دست فردا می گذاشتم

 کاش زمان رودی داشت

و مرگ

        تنها،  توقفی دائم در مسیر رفتن بود !

کاش زمان رودی داشت