سرنوشت
رنج تبخير نخواهد شد
با نشانی در تو خواهد ماند
خواه به هيئت زخمى چركين بر گونه
يا بسان شيارى بر پيشانى
چون نشانى از خردى عميق
رنج تبخیر نخواهد شد
يا به دانه آگاهى بدل مى شود
يا به تيرى زهرآلوده در كمانى به چله نشسته
رنج تبخير نخواهد شد
همچو آب از روزنه هاى روح مى گذرد
و جايى در اعماق جانت رسوب خواهد كرد
شايد همچو چشمه بجوشد
و شايد قلبت در آن بميرد
رنج تبخير نخواهد شد
با تو خواهد ماند
چون كودكى همیشه به زهدان
روزى از تو مى زايد
با مارى بر دوش
يا با دستى شفا دهنده
رنج تبخير نخواهد شد
همچو رودی درون تو مى چرخد
یا به دریایی عمیق خواهد ریخت
تا وسعتی بی کرانه بیابی
يا به مردابی که زندگان را می بلعد
رنج تبخیر نخواهد شد .
+ نوشته شده در شنبه بیست و چهارم تیر ۱۳۹۶ ساعت 9:29
توسط محسن میم
|