تصویر روح من 

بر گونه های تو لغزید و محو شد

چشمم عبور كرد 

از رد خيس غم .

بر لب گذشت

قصه تلخی که کهنه نیست

زين روز بي تبسم و وين عمر در گريز 

بشنو ! كه خسته ام از رنج آفتاب

زین دور پر شتاب

 زین عمر در گریز